او هنری؛ هزار و یك شب و غافلگیری
نویسنده: ابراهیم كاظمی مقدم
گرفتن جایزههای ادبی نشان میدهد یك نویسنده در كار خود ماهر است اما نویسندگان ماهر زیای داریم. چه در گذشته و چه امروز.
آنچه یك نابغه را از دیگران متمایز میكند ماندگاری اثر او بعد از سالیان دراز است.
ویلیام سیدنی پورتر، (به انگلیسی: William Sydney Porter) یكی از همین نوابغ است كه هنوز بعد از گذشت بیش از صد و ده سال از مرگش، حرفهایی برای گفتن دارد.
حتی برخی جملات او در كشور دیگری به عنوان ضربالمثل گفته میشود. او حالا جایزه ادبی ویژه خودش را دارد كه هرسال به نویسندگان داستان كوتاه ماهری اعطا میشود. شاید روزی یكی از آنها هم نابغهای مانند ویلیام باشد.
ویلیام سیدنی پورتر به معنای امروزی یك طنزپرداز نیست. اما با توجه به ادیبات دوران زندگی او میتوان پذیرفت كه در زمان خودش طناز محبوبی بوده است.
ضمن این كه تأثیرات شگرف او بر نویسندگی طنزپردازان امروز قابل انكار نیست. سبك نویسندگی او حتی امروز در توییتنویسی و لطیفههای كوچه و بازار هم دیده میشود.
او را بیشتر با نام مستعار اُ. هنری (به انگلیسی: O. Henry) میشناسیم. نامی كه در طول دوره زندانی بودنش انتخاب كرد و در ادامه و پس از آزادی هم از آن استفاده كرد.
ماجرای زندگی ویلیام بسیار پرفراز و نشیب و اعجاب انگیز است و میتوان به عنوان یك متن مستقل به آن پرداخت. پس اصلا تعجب نكنید كه چگونه برای یك بدهی سر از زندان درآورده است.
او از كودكی شروع به مطالعه داستانهای مختلف در موضوعات و مدلهای مختلف كرد اما آنچه ویلیام را مبهوت خودش كرده بود و در آینده و نویسندگی او نیز بیشترین تأثیر را گذاشت كتاب هزار و یك شب بود. بله همان قصههای شهرزاد قصهگوی خودمان.
این كتاب مسیر زندگی ویلیام سیدنی پورتر را از داروسازی، دفترداری، روزنامهنگاری، كار در مزرعه، نوازندگی و باقی مشاغلی كه مدتی او را به خود مشغول كرده بودند به داستاننویسی كشاند.
زندگی شخصی ویلیام به حدی ماجرا داشت كه بتواند منبع خوبی برای نوشتن داشته باشد. با این حال او خیلی اوغات داستانهایش را با الهام از گفت و گوهای مردم عادی در رستورانها و مكانهای عمومی مینوشت.
توجه به مكالمات مردم در مقابل ذخیره شخصی یك نویسنده مانند گاوصندوق داخل خانه و معدن طلاست. درست است كه تجربیات شخصی در دسترستر است و نیاز به كاوش و خالصسازی آنچنانی ندارد. اما بدون شك هیچ نویسندهای از این معدن طلا نمیگذرد.
سبك نوشتن ویلیام یا همان اُ.هنری به صورت داستانهای كوتاه، با شخصیتهای باورپذیر و پایانبندی غافلگیركننده است. سبكی كه نوشتههای او را منحصر به فرد كرده. به طوری كه به این مدل از پایان، «پایانِ نوع اُ. هنری» میگویند.
بنابراین اگر كسی بخواهد از این تكنیك در طنزپردازی استفاده كند، قطعا 400 داستان كوتاهی كه از او به جا مانده یكی از بهترین منابع برای یادگیری است.
این ر ا هم بگویم كه وقتی شروع به مطالعه آثار او كنید خواهید فهمید كه بسیاری از آنها و یا اقتباسهایی از آن را در فضای مجازی یا فیلمهای سینمایی دیدهاید.
برای مثال داستان «باج رئیس قرمز» كه در ابتدای متن گفتیم جملهای از آن هنوز هم به عنوان یك ضربالمثل در روسیه گفته میشود.
البته بسیاری از مردم روسیه، منشأ آن را نمیدانند. در این داستان، دو مرد یك پسربچه دهساله را میدزدند. پسربچه آنقدر بیادب و بداخلاق است كه در نهایت آن دو مرد از روی ناچاری 250 دلار به پدر او میپردازند تا پسرش را پس بگیرد.
یا داستان «پلیس و سرود كلیسا» این داستان را حتی در یكی از فیلمهای معاصر ایرانی دیدهایم:
شخصیت اول داستان، مردی ولگرد در شهر نیویورك به نام سوپی است. او برای آنكه یك شب سرد زمستانی را در خیابان نخوابد، تلاش میكند تا دستگیر شود و شب را مهمان زندان شهر باشد.
او با وجود تلاشهایش در دلهدزدی، تخریب اموال عمومی، آشوبگری و لاس زدن با یك فاحشه جوان، نمیتواند توجه پلیس را جلب كند. او نومیدانه جلوی یك كلیسا میایستد.
سرودی مذهبی كه در كلیسا پخش میشود، روی او تأثیر میگذارد و او تشویق میشود زندگی جدید و پاكی را آغاز كند- اتفاقاً او در همین لحظه دستگیر میشود و بلافاصله به اتهام ولگردی به سه ماه زندان محكوم میگردد، یعنی دقیقاً همان چیزی كه از اول به دنبال آن بود.
برای مطالعه بیشتر میتونید به مجموعههایی از داستانهای او تحت عناوین زیر تاكنون به فارسی درآمدهاست، مراجعه كنید:
نان زنان افسونگر
ستاره و عقاب
آخرین خنیاگر
اختیارات
قلب مغرب
آواز شهر
راههای سرنوشت
چرخ و فلك
پز عالی
منبع سایت دفتر طنز حوزه هنری