كتاب اینقدر اسم جذابی دارد كه میتواند تیتر نوشتهام باشد: قصههای اینوری!
كتاب اینقدر اسم جذابی دارد كه میتواند تیتر نوشتهام باشد: قصههای اینوری!
حالا همین «قصه های اینوری» مجموعهای از بازآفرینیهای طنزآمیز قصههای كلاسیك ایرانی است كه با زبانی امروزی، نگاهی نقادانه و ساختاری خلاقانه، سنت را به چالش میكشد.
علی مهر در این اثر، نهتنها قصهها را بازگو نمیكند، بلكه آنها را از نو میسازد، در زمان حال مینشاند، و با چاشنی طنز، به نقد جامعهی معاصر میپردازد.
معرفی كلی
– عنوان: قصههای اینوری
– نویسنده: علی مهر
– ژانر: داستان كوتاه طنز
– ناشر: سوره مهر
– ساختار: مجموعهای از داستانهای مستقل، هركدام بازآفرینی طنزآمیز یك قصهی كلاسیك
– مخاطب: نوجوانان، جوانان، و بزرگسالان علاقهمند به طنز و سایر آشنایان و وابستگان
نقاط قوت كتاب قصه های اینوری
1. زبان طنز معاصر و روان: نویسنده با بهرهگیری از اصطلاحات روزمره («بیا پایین ببینم چی میگی»، «با كارت بانكی میری توی قصه؟») و شوخیهای موقعیتمحور، قصهها را زنده و ملموس میكند. این زبان، نهتنها خواننده را میخنداند، بلكه او را در دل موقعیتهای آشنا قرار میدهد.
2. بازآفرینی خلاقانه و ساختارشكن: در داستان «بزبز قندی»، بزها دیگر در كوه زندگی نمیكنند، بلكه در آپارتمانهای چندطبقهاند و گرگ، مأمور ادارهی گاز است! این جابهجایی فضا و نقشها، هم خندهدار است و هم نقدی بر بیاعتمادی اجتماعی و ترسهای شهری.
3. نقد اجتماعی زیرپوستی: در داستان «رستم»، قهرمان شاهنامه درگیر گرفتن نوبت در بانك و پر كردن فرمهای اداری است. این طنز، بوروكراسی فلجكنندهی امروز را با اسطورهی ملی در تضاد قرار میدهد و از دل همین تضاد، خنده و تأمل میزاید.
4. مخاطبمحوری چندلایه: نوجوانان از شوخیها و زبان ساده لذت میبرند، اما بزرگترها با شناخت قصههای اصلی، طعنهها و ارجاعات فرهنگی را درمییابند. مثلاً در داستان «خالهسوسكه»، ازدواج سنتی به ازدواج اینترنتی بدل شده و داماد با پیامك خواستگاری میكند!
5. ریتم تند و موجز روایت: هر داستان در چند صفحه تمام میشود، بدون حشو یا زیادهگویی. نویسنده با تمركز بر ضربهی نهایی و موقعیت طنز، خواننده را تا پایان با خود همراه میكند.
كتاب قصه های اینوری
نقاط قابل بحث یا چالشبرانگیز
1. ریسك در شوخی با سنتهای فرهنگی: برخی مخاطبان ممكن است بازنویسی طنزآمیز قصههای اسطورهای یا عرفانی را بیاحترامی تلقی كنند. مثلاً در داستانی كه به مولوی اشاره دارد، شوخی با مفاهیم عرفانی ممكن است برای مخاطب سنتگرا حساسیتبرانگیز باشد.
2. طنز گاه بیش از حد سادهسازی شده: در برخی داستانها، شوخیها به سطحیترین شكل ممكن اجرا شدهاند (مثلاً صرفاً بازی با كلمات یا موقعیتهای كلیشهای)، و بار معنایی قصهی اصلی را كمرنگ كردهاند.
3. نوسان در كیفیت داستانها: داستانهایی مثل «طوطی و بازرگان» یا «رستم» بسیار موفقاند، اما برخی دیگر مثل «ماهپیشونی» یا «حسن كچل» از نظر ضرباهنگ یا پایانبندی، ضعیفترند و حس ناتمام بودن دارند.
4. وابستگی به پیشزمینهی فرهنگی مخاطب: اگر خواننده با قصههای كلاسیك ایرانی آشنا نباشد، بخشی از طنز و ارجاعات را از دست میدهد. مثلاً درك طعنهی داستان «خالهسوسكه» به ازدواج سنتی، نیازمند شناخت روایت اصلی است.
5. لحن گاه بیش از حد خودمانی: در برخی داستانها، لحن آنقدر به زبان كوچه و بازار نزدیك میشود كه ممكن است برای مخاطب حرفهای یا منتقد، كمی سبك و غیرادبی بهنظر برسد. این البته بخشی از انتخاب آگاهانهی نویسنده است، اما ممكن است سلیقهمحور تلقی شود.
نمونهای از طنز كتاب:
در بازنویسی «طوطی و بازرگان»، طوطی به جای پیغام عرفانی، از بازرگان میخواهد سلامش را به طوطیهای كیش برساند. بازرگان هم با چمدان سامسونت، بلیت چارتر و كارت ملی به سفر میرود. این جابهجایی زمان و مكان، هم خندهدار است و هم نقدی بر مصرفگرایی، سفرهای بیمعنا و بیتوجهی به پیامهای عمیق زندگی.
اما در نهایت…
«قصه های اینوری» پلی است میان سنت و امروز، میان قصهگویی و نقد اجتماعی، میان خنده و تأمل. این كتاب نهتنها سرگرمكننده است، بلكه بهواسطهی بازآفرینیهای خلاقانهاش، مخاطب را به بازاندیشی در روایتهای فرهنگی و اجتماعی دعوت میكند.
اگر به طنز موقعیت، شوخیهای فرهنگی، و بازنویسی سنت با چاشنی جسارت علاقهمندید، این كتاب برایتان لذتبخش خواهد بود -چه برای خواندن شخصی، چه برای تحلیل در كلاس یا كارگاه.
پایان
نویسنده: علیرضا عبدی
به نقل از وبگاه دفتر طنز حوزه هنری