جای خالی نشریات فكاهی و طنز سنتی ایران

نویسنده: محمدرفیع ضیایی

1398/12/03
|
07:57

امروزه معمولاً وقتی از نشریات «شوخ طبع و فكاهی انتقادی» نام می بریم بدون در نظر گرفتن روش خاص این گونه نشریات، واژه طنز را در تمامی موارد به كار می بریم. اگر چنین برداشتی درست باشد و همه این گونه نشریات را بتوان زیر عنوان طنز جای داد، طبعاً ما در بررسی خود مقولاتی چون شوخی، فكاهی، هزل، هجو و گونه های دیگر شوخ طبعی را نخواهیم داشت. به این جهت در ابتدا اشاره كنیم كه واژه طنز كه امروزه به طور وسیعی به كار برده می شود تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، مورد استفاده هیچ نشریه شوخ طبعی قرار نگرفته. به طور ساده هیچ نشریه یی روش خود را «طنز» ذكر نكرده،

با بررسی تاریخ مطبوعات در ایران از چند دهه پیش از پیروزی انقلاب مشروطه تا یك دهه بعد از پیروزی درخواهیم یافت كه در این سال هاست كه هر نشریه یی برای كسب مجوز ناچار باید روشی و به اصطلاح آن روزها مسلكی را برای نشریه خود برگزیند و در آن چارچوبه «مسلكی» نشریه را منتشر كند مثلاً روش علمی، روش ورزشی یا سیاسی، اخلاقی و... تا قبل از پیروزی انقلاب مشروطه چند نشریه یی كه بخشی از نوشته های خود را به مطالب غیرجدی اختصاص می دادند، روش خود را «انتقادی» می نامیدند. چند ماه مانده به پیروزی انقلاب مشروطه هفتگی ملانصرالدین در باكو منتشر می شود.

بخشی از مطالب و كاریكاتورهای این نشریه مربوط به وقایع ایران است. این شیوه مورد استقبال روشنفكران آن زمان ایران هم قرار می گیرد و در نتیجه تاثیر خود را بر نشریات سال های اول پیروزی انقلاب مشروطه می گذارد. به این جهت این نشریات بعضاً در روش خود واژه «كاریكاتوری» را هم اضافه می كنند. به این ترتیب در نشریاتی كه به روش انتقادی از پیروزی انقلاب مشروطه تا كودتای محمدعلی شاه به اسامی قاسم الاخبار، آذربایجان، تشویق، زشت و زیبا، سلام و علیكم، ملاعمو، صوراسرافیل، كشكول، آیینه غیب نما، تنبیه، نسیم شمال، خیرالكلام، استبداد و اصفهان منتشر می شدند، مطلقاً از واژه طنز استفاده نشده، بلكه همگی آنها خود را نشریاتی انتقادی، فكاهی، مصور، كاریكاتوری و بعضاً اخلاقی و... معرفی كرده اند. این روش به صورت یك سنت تا پیروزی انقلاب اسلامی هم ادامه داشت. طی این مدت طولانی چه در نشریات دوره احمدشاه قاجار و چه پهلوی اول یا پهلوی دوم، حتی در اوج انتشار این گونه نشریات هم هیچ كدام واژه طنز را برای روش خود به كار نبردند حتی نشریات مشهوری چون توفیق، باباشمل، چلنگر و حاجی بابا. این موضوع تا انتشار مجله «كاریكاتور» دولو در سال های 1347 تا 1357 هم ادامه یافت. این مجله هفتگی هم روش خود را سیاسی، فكاهی تعیین كرده بود.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی كم كم واژه طنز مورد توجه نشریات فكاهی انتقادی قرار گرفت. گرچه در دوره اول انتشار این گونه نشریات بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال 1358 باز این نشریات روش خود را «فكاهی - سیاسی» اعلام می كردند.

اولین نشریه یی كه به طور مشخص روش خود را طنز اعلام كرد، مجله «طنز و كاریكاتور» جواد علیزاده بود. علیزاده اولین شماره این مجله را در دی ماه 1369 منتشر كرد و روش مجله را «ورزشی، اجتماعی و طنز» اعلام كرد. هفتگی گل آقا نیز واژه طنز را به كار نبرد. در اولین شماره هفتگی گل آقا روش مجله به صورت «اجتماعی، انتقادی، سیاسی و... گل آقایی» ذكر شده. در ماهنامه گل آقا در سال 1370 و سالنامه گل آقا در 1371 روش این نشریات را «ادبی، اجتماعی و طنز» نام می برد. بعد از این نشریات دیگر، معمولاً بدون در نظر گرفتن آنچه را منتشر می كردند واژه طنز را به معرفی روش خود افزودند از جمله مجله «ملون» و «طنز پارسی» و...
در یك جمع بندی كلی مطالبی را كه در این گونه نشریات به چاپ رسیده می توان مطالب انتقادی نامید. با در نظر گرفتن این جهت گیری عمده خالقان آثار كوشش می كنند انتقادات خود را در قالب گونه های مختلف شوخ طبعی بیان كنند. طبعاً عده یی این توانایی و مهارت را دارند همچون دهخدا در طنز و سیداشرف الدین گیلانی در فكاهیات اجتماعی و سیاسی و عده یی نیز از مهارت كمتری برخوردارند. اما آنچه تاكنون در این نشریات به چاپ رسیده را می توان در چند گونه از زیرمجموعه های «شوخ طبعی» جا داد. شوخی ساده، فكاهیات اجتماعی و سیاسی، مطالب هجوآمیز، هزلیات و بعضاً طنز.

اشاره كردیم كه این گونه نشریات از ابتدا كوشش می كردند همراه با كاریكاتور به چاپ برسند. لااقل تا دهه 40شمسی كاریكاتور در این گونه نشریات نیز بیشتر تصاویر انتقادی یا هجوآمیز اجتماعی و سیاسی است. از سال های پایانی دهه 40 شیوه جدیدی در كاریكاتور ایران شروع می شود و كم كم راه را برای حضور طنز در تصویر می گشاید كه در این مقاله كوتاه نمی توان به آن پرداخت.

«انتقاد» و مخصوصاً «انتقاد سیاسی» محور اصلی و عمده مطالب این گونه نشریات از انقلاب مشروطه به بعد بوده. شاید اشاره به این موضوع بد نباشد كه همیشه ناشران این گونه آثار كوشش كرده اند به دیگران بفهمانند كه حق دارند «انتقاد» كنند یا باید به آنها حق داده شود كه انتقاد كنند. صوراسرافیل یكی از نشریات وزین صدر مشروطه است كه مخصوصاً با انتشار ستون طنز «چرند و پرند» دهخدا جای خاصی در مطبوعات آن زمان داشته. در شماره سوم این نشریه نامه یی از كرمان به چاپ می رسد كه در آن نامه از حكومت آن زمان حاكم كرمان شكایت كرده اند. به دنبال آن نواب والا فرمانفرما به مسوولان صوراسرافیل اعتراض می كند كه «آنها حق ندارند درباره فرمانفرما چیزی بنویسند... كه هیچ روزنامه آزادی گفت وگویی از شخص بنده نباید بكند...»

روزنامه صوراسرافیل در شماره 6 خود به نواب والا گوشزد می كند كه؛ «خوب است حضرت والا اولاً لفظ اعتراض را كه قدری تند است به critique و انتقاد مبادله فرموده و پس از آن بفرمایند قدری از روزنامه طیمس كه در طهران دوره های متعددش موجود است، برایشان ترجمه كنند و آن وقت ببینند كه ملت نه فقط بر حضرت والا بلكه بر همان وكلای محترم و وزرای دولت و همان مبادی عالیه كه نمی دانیم معنی اش چیست قانوناً حق اعتراض دارند.»

هدف از ذكر این موضوع اشاره به كلمه «انتقاد - كریتیك» است. در نشریات آن دوره بارها این كلمه را توضیح داده اند. حتی در دوره پهلوی اول نشریه «فكاهی، سیاسی، انتقادی» ناهید بارها روش خود را برای دیگران توضیح داده كه نشریه یی است «انتقادی». جالب اینجاست كه در نشریات صدر مشروطه این موضوع را در چند جمله در زیر لوگو- نشانه نشریه- و در صفحه اول ذكر می كردند كه «این نشریه به روش فكاهی انتقادی نوشته می شود و خواننده نباید از مطالب آن انتظار یك منطق جدی را داشته باشد.»

اشاره كنیم كه اگر جو، مساعد انتقاد و فكاهیات سیاسی بود، این نشریات به شدت سیاسی بودند و بعضاً تا جایی هم پیش می رفتند كه كار به آفرینش هجویات سیاسی و حتی هزلیات سیاسی هم می كشید. اما اگر با مخالفت روبه رو می شدند، به انتشار نشریات شوخی و فكاهیات بی ضرر می پرداختند. مهم ترین موضوعات سیاسی هم كه در این گونه نشریات به آن پرداخته می شد، در اصل مهم ترین وقایع سیاسی كشور بود. از جمله پرداختن به هیات وزیران و نخست وزیران، تغییرات آنها، رفتن و آمدن كابینه ها، انتخابات مجلس یا مجلسین، بحث ها و مذاكرات در مجلس و بالاخره مسائل اجتماعی، فرهنگی، هنری، ورزشی، خانوادگی و...
بخش دیگری از فعالیت های این گونه نشریات پرداختن به جریانات خارجی بود. با بررسی ساده این نشریات می توانیم نوع نگرش آنها را از جنگ بوئرها و جنگ 1905 روسیه و ژاپن گرفته تا جنگ های اول و دوم جهانی و انفجار اتمی هیروشیما و نهایتاً جنگ كره و جنگ ویتنام و تهاجم اسرائیل به كشورهای عربی و ده ها كودتا و رفتن و آمدن دولتمردان در جهان مطلع شویم. اشاره كردیم كه پرداختن به بسیاری از مسائل داخلی همیشه توسط این نشریات مقدور نبوده مثلاً در دوره پهلوی اول در مواردی رضاخان شخصاً به چاپخانه یی می رفت و با پای مباركش، به سنگ چاپ اشاره می كرد و از صاحب چاپخانه می خواست سنگ چاپ را از كاریكاتوری كه روی آن كشیده و آماده چاپ است، پاك كنند یا در نمونه یی دیگر میرزاعلی چاپچی در ربیع الاول سال 1329 هجری قمری به وزارت معارف می نویسد؛ «روزنامه بهلول به واسطه صورت مسیو یفرم «تصویر یفرم خان» توقیف شده، لیكن جارچی ملت علت توقیفش معلوم نیست...» در این جریان چاپخانه میرزاعلی چاپچی را هم به خاطر چاپ تصویر یفرم خان در نشریه بهلول می بندند چون در ادامه ذكر شده كه؛ «اگر قانوناً ایرادی هست بر مدیر است لهذا از وزارت معارف توضیح می خواهد كه علت توقیف مطبعه چه بوده،» از این دست حوادث در مطبوعات ایران مخصوصاً نشریات فكاهی انتقادی بسیار زیاد است.

مقایسه دو دوره مختلف سیاسی با هم به خوبی نشان می دهد كه این گونه نشریات در دو جو مختلف سیاسی چگونه فعالیت می كردند. برای مثال در دوره پهلوی اول، رضاخان میرپنج، از 9 آبان 1304 تا 25 شهریورماه 1320جمعاً 20 تیتر جدید نشریات فكاهی منتشر می شد. با قدرت گرفتن رضاخان نشریه سیاسی فكاهی «ناهید» كه توسط ابراهیم خان ناهید منتشر می شد و نیز نشریه «امید»، بسته می شود. به دستور تیمورتاش دفتر هفتگی ناهید را آتش می زنند. نشریات به جا مانده یا تعطیل شده یا رو به شوخی و فكاهیات «بی آزار» پیش می روند. برای مثال چهار تیتر از نشریات آن دوره عبارت بودند از كمپانی خنده، كانون خنده، كانون ادب و قهقهه فكاهی، كه همه آنها توسط شاعری به نام حسین نعیمی ذاكر (مجرد) منتشر می شد. در آن دوره مطالب را ابتدا باید به اداره انطباعات وزارت معارف و اوقاف می فرستادند و آنها با بررسی آثار، اجازه چاپ را صادر می كردند. ناشر این چهار نشریه در تاریخ 21 مهرماه 1314 مجموعاً 80 صفحه شعر را به آن اداره می فرستد و تقاضا می كند اشعار را تایید كرده تا در شماره های 10 و 11 و 12 نشریه اش به چاپ برساند. ناظران اداره انطباعات وزارت معارف بعد از بررسی سیاسی، اشعار را به حبیب یغمایی می دهند تا او از نظر ادبی آنها را بررسی كند. یغمایی نتیجه كار را این گونه به اداره انطباعات گزارش می دهد؛ «... مقام ریاست انطباعات بر حسب امر اشعار حسین مجرد را مطالعه كردم. چنان كه مكرر عرض شده این اشعار از نظر ادبی هیچ ارزشی ندارد ولی چون تاكنون اجازه طبع آن داده شده اكنون نیز عطف بماسبق می شود و با حذف آنچه با خط قرمز باطل شده در طبع آن مانعی نیست.»

مجدداً در تاریخ 20 اسفند 1314 یغمایی با بررسی این گونه اشعار می نویسد كه؛ «به مدیر مجله كانون خنده مكرر كتباً و شفاهاً عرض كرده ام كه این آثار از لحاظ ادبی و اجتماعی قدر و ارزشی ندارد... و اگر به نظر ادبی و اجتماعی بنگرید البته این مجله و نظایر آن شایسته نیست...»
حسین مجرد، شاعر توانایی بود. او با نشریاتی چون گل زرد و توفیق كار كرده بود. اما در دوره رضاخان محدوده فعالیت فكاهیات اجازه نمی داد وی اشعاری را بسراید كه قدر و ارزش اجتماعی و بعضاً سیاسی داشته باشد. همین گونه است نشریات دیگر آن دوره كه یغمایی اشاره می كند؛ «... و اگر به نظر ادبی و اجتماعی بنگرید البته این مجله و نظایر آن شایسته نیست...» طبعاً مقصود وی نشریاتی است كه در همان دوره و در گونه فكاهیات منتشر می شده از جمله ستونی فكاهی در نشریه صدای كرمان، نشریه بستان فكاهی كه در سال های اول حكومت رضاخان در اصفهان توسط میرزا حسین خان سراجی منتشر می شد یا فكر جوان نشریه هفتگی كه در رشت انتشار می یافت یا «پرو» كه توسط میرزا حمید مظاهر در كرمانشاه و «حریف» در شیراز و ایضاً «صحبت» اصفهان و.... همه این نشریات به فكاهیات بی ضرر می پرداختند. طبعاً این آثار كه به قول یغمایی دارای ارزش ادبی و اجتماعی نبود، به راحتی می توانست وارد عرصه های هزل هم بشود.
همان قدر كه نشریات فكاهی دوره دیكتاتوری رضاخان ناچار به فكاهیات بی ضرر می پرداختند، نشریات بعد از شهریور1320 تا 28 مرداد 1332 عصبی، مهاجم، پرخاشگر، جبهه گیر و به شدت سیاسی بودند. شاید این امر نتیجه طبیعی تمامی آن چیزی بود كه در دیكتاتوری رضاخان نمی شد به آن پرداخت. دوره محمدرضاپهلوی از شهریور 1320 تا بهمن 1357 ادامه یافت و می توان این 37 سال را به دو نیم دوره از 20 شهریور1320 تا مرداد 1332و از سال 1332 تا 1357 تقسیم كرد. در نیم دوره اول، سال های پررونق نشریات فكاهی و مخصوصاً فكاهیات سیاسی است. اوج انتشار این گونه نشریات سال های 1330 و 1331 است با قریب به 43 نشریه كه در یك سال در همین گونه منتشر می شد.

در میان آنها نشریات صاحب نامی چون توفیق، باباشمل، چلنگر، حاجی بابا، علی بابا و ده ها نشریه از این دست منتشر می شدند. هر كدام از این نشریات وابسته به یكی از احزاب و گروه های سیاسی هستند. شاید ساده ترین واژه یی كه بتوانیم در ذكر روش آنها به كار ببریم، كلمه «انتقاد» باشد؛ انتقاد شدید سیاسی. در موارد متعددی، این انتقاد به شدت به هجو شخصیت های سیاسی می انجامید و بعضاً وارد عرصه هزل هم می شد. این آثار اسناد یك دوره هستند كه به شدت از سیاست گروه ها، دسته ها و احزاب متاثرند. به همین جهت در بازخوانی آنها تفاوت عمده یی بین دوره رضاخان و نیم دوره اول پهلوی دوم تا كودتای 28 مرداد درمی یابیم. دوره بعدی كه از نخستین روزهای بعد از كودتای 28 مرداد 1332 شروع شده و به پیروزی انقلاب اسلامی ختم می شود را می توان دوره سكون این نشریات دانست. در این دوره طولانی 25ساله تنها هشت نشریه منتشر می شود و این در حالی است كه اغلب نشریات سال های 1330 و 1331 از بین رفته اند. از این هشت نشریه عنوان هایی چون مكرم، سالنامه مهتاب، دخو و مصوركارتون نشریات فكاهی ساده یی هستند.

از میان تیترهای باقی مانده ماهنامه توفیق در سال 1341 و نیز سالنامه این نشریه در سال 1342 باز نشریاتی هستند كه صرفاً به چاپ لطیفه می پردازند و بیشتر برای گذران ایام فراغت هستند. در سال 1344 تیم جدا شده از توفیق نشریه یی به نام كشكیات به راه می اندازند كه به صورت ضمیمه تهران مصور به چاپ می رسد. این نشریه وابسته به مجله تهران مصور و طبعاً زیر نظر عبدالله والا از وابستگان به رژیم شاه منتشر می شد، كه هیچ سنخیتی با نظر و سابقه كار طنزپردازان كشكیات نداشت. به همین جهت این نشریه نیز نمی تواند ادامه یابد و به كار خود پایان می دهد. نشریات گروه توفیق نیز بالاخره در سال 1350 كلاً توسط دولت هویدا بسته می شود و در سال 1347 نشریه یی به نام «كاریكاتور» توسط محسن دولو شروع به كار می كند. دولو خود نماینده مجلس است و از دوستان هویدا. به این جهت به مرور «كاریكاتور» از حالت نشریات فكاهی سیاسی خارج شده و در سطح فكاهیاتی بی ضرر تا اوایل ماه های پیروزی انقلاب اسلامی ادامه می یابد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جو دیكتاتوری محمدرضاشاهی به یكباره در هم نوردیده می شود و در فاصله كوتاهی بین 22 بهمن 57 تا مهرماه 1358 بیش از 29 نشریه جدید به شیوه فكاهی سیاسی، انتقادی در ایران منتشر می شود. گرچه این تعداد نشریه از نظر تعداد عنوان بسیار زیادند اما هر یك در مدت زمان اندكی بیشتر منتشر نشدند. از جمله مشهورترین آنها، آهنگر در 16 شماره، حاجی بابا در 15 شماره، جیغ و داد در 9 شماره، یاقوت در سه شماره، جز یك نشریه به نام بهلول كه در 90 شماره منتشر شد، بقیه نهایتاً به 25 شماره انتشار نرسیدند. این دوره تا تصویب قانون مطبوعات را می توان دوره بحران این گونه نشریات به حساب آورد. در این دوره حالتی كاملاً عصبی، پرخاشجویانه و مهاجم بر این نشریات حاكم بود. به این جهت قریب به اتفاق مطالب و كاریكاتورهای این گونه نشریات را می توان در زیرمجموعه فكاهیات سیاسی اجتماعی و نیز هجو و هزل و فكاهیات بعضاً هجوآمیز جای داد. به جرات می توان گفت در نشریات این دوره هیچ دستاورد كیفی و كمی برای مقولات شوخ طبعی چه تصویری و چه نوشتاری حاصل نمی شود. از نظر شكلی نیز نشریات قابل توجهی نیستند. صفحه بندی قابل توجهی ندارند. كاریكاتورهای آنها سردستی و با عجله كشیده شده، مطالب و اشعار دارای امضای نویسنده نیستند و انتشار منظمی در محدوده زمانی خود ندارند. بعد از تصویب قانون مطبوعات دوره قانونمند این گونه نشریات شروع می شود.

آنچه به صورت گذرا به آن پرداختیم، مروری بود بر فعالیت نزدیك به 300 نشریه فكاهی انتقادی گذشته ایران؛ نشریاتی كه به روش خود آنچه در حیات سیاسی و اجتماعی ایران گذشته را به صورت اسنادی در قالب فكاهی، انتقادی (طنز) ثبت كرده اند و شیوه و روش و سنت ویژه خود را داشته اند و امروزه جای آنها بسیار خالی است.

امروزه طنز و فكاهیات چه تصویری به صورت كاریكاتور و كارتون و چه نوشتاری بسیار گسترده شده و راه افتادن ستون هایی كه در نشریات مختلف به این موضوع اختصاص یافته و نیز انتشار نشریات تخصصی در این گونه ها (ژانرها) و باز شدن فضاهای مجازی در وبلاگ ها و سایت های شخصی و سایت های تخصصی، خالقان این گونه آثار را بسیار متنوع كرده. با وجود این جای نشریات سنتی فكاهی در ایران خالی است. یكی از فواید این گونه نشریات این است كه می تواند شیوه یی برای ارائه فكاهیات و طنزی مقبول، وزین و مورد قبول جامعه به دست دهد و به صورت یك معیار كتبی درآید تا آنچه در فضاهای مجازی این گونه آثار به آن پرداخته می شود با آن محك زده شود. شاید تنها همین یك دلیل بر لزوم و ضرورت وجود این گونه نشریات كافی باشد.

محمدرفیع ضیایی
منبع : روزنامه اعتماد

دسترسی سریع