دهك بندی معیشتی و مسئولان دقیق

آورده‌اند كه مسافری در غربت با یك زورگیر درگیر شد؛ هم كُتَكِ مفصلی خورد و هم اَموالش به سرقت رفت. مَرد كِشان‌كِشان خود را به خیابان رساند تا از كسی كمك بگیرد كه ناگهان اتوبوسی با وی تصادف كرد. راننده و سرنشینان گمان بُردند كه او دیه‌بگیر است؛ در نتیجه همگی با سنگ و چوب به جان وِی افتادند.

1404/10/29
|
12:36

آورده‌اند كه مسافری در غربت با یك زورگیر درگیر شد؛ هم كُتَكِ مفصلی خورد و هم اَموالش به سرقت رفت. مَرد كِشان‌كِشان خود را به خیابان رساند تا از كسی كمك بگیرد كه ناگهان اتوبوسی با وی تصادف كرد. راننده و سرنشینان گمان بُردند كه او دیه‌بگیر است؛ در نتیجه همگی با سنگ و چوب به جان وِی افتادند.

مرد مدتی با لباس‌های پاره در خیابان تلوتلو می‌خورد تا اینكه پلیس هم او را با ظَنِّ معتاد متجاهر دستگیر كرد. مسافر آنچه بر او گذشت را نوشته بود كه افسر نگهبان به سراغ وی آمد و شروع به خواندن اظهارات مرد با صدای بلند كرد.

مَرد با شنیدن سرگذشت خودش زد زیرِ گریه! افسرنگهبان با تعجب از او پرسید: «آقا مگه اینا رو خودت ننوشتی!؟ پس چرا تازه یادت افتاده گریه كنی!؟»

مسافرِ غریب هِق‌هِق كنان پاسخ داد: «وقتی می‌نوشتم میدونستم بدبختی كشیدم، ولی نه دیگه اینقدر كه حالا دارم می‌شنومش!»

حكایتِ بالا از جهتی حكایت بسیاری از ما در دهك‌های بالای معیشتی است؛ از این جهت كه ما می‌دانستیم در مملكت، هموطن‌های گرفتارتر و كم درآمدتر از ما هم وجود دارند اما نه دیگر اینقدر كه ما با حداقل حقوقِ ممكن، ثروتمندترین دهك كشور محسوب شویم!

دهك بندی معیشتی و مسئولان دقیق
علی‌ایحال با توجه به اینكه قرار دادنِ ما و دوستان و آشنایانمان (با فیش حقوقی حدود پانزده میلیون) در یك دَهَك درآمدی با آقایان بابك زنجانی و سایر دوستان و آشنایانشان توسط مسئولینِ اَمر لاكچری‌ترین تجربه زندگی ما را رقم زده است، ما نیز درصَدد جبران برآمدیم و به جای مسئولین به شرح چگونگی احتمالی این دهك بندی پرداختیم كه در زیر خواهید خواند:

كارمندِ یك: آقا نمی‌دونی چرا هیچكدوم از سایت‌های جداسازی خانوار یا اعتراضِ یارانه درست كار نمی‌كنند!؟

كارمندِ دو: به دَهك بندی معیشتی اعتراض داری!؟

یك: بله. آخه رو چه حسابی من رو دَهَكِ دَهم حساب كردند!؟ درسته حقوق من از آبدارچی و نگهبان بیشتره اما از شما كه خیلی خیلی كمتره.

دو: ببینم تا حالا سفر خارجیِ دور مثل تایلند رفتی!؟ من خودم اینقدر رفتم تایلند تو بعضی خیابون‌های پاتایا به اِسم كوچیك می‌شناسنم.

یك: سفر كه نه ولی زمانِ ویدیو VHS فیلمِ مبارز تایلندی رو از كلوپ كرایه كردیم، یازده بار دیدمش.

دو: سفر خارجی نزدیك مثل تركیه رفتی!؟ من كه اینقدر رفتم كوش‌آداسی، بهم شهروندی افتخاری دادند.

یك: خودِ تركیه كه نرفتم. فقط یه بار چون كد تخفیف داشتم، قهوه تُركی سفارش دادم.

دو: سفر داخلی كه رفتی دیگه؟ تور كویر، جزیره دلفین‌ها، كشتی یونانی، ساحل سرخ ، فستیوال كوچه، مُتل قو، لامصب گلاب‌گیریِ كاشان!؟

یك: اینجاها رو كه نه. در عوض هفده سال پیش آقا طلبید دو شب رفتیم مهمانسرای اداره تو مشهد.

دو: اَهل ویلا استخردار هستی!؟ والا من اینقدر رزرو كردم كم مونده اَپلیكیشن اِجاره ویلا بلاكم كنه.

یك: اونجور اِستخر كه نه. ولی دوره طفولیت راه آب حموم رو می‌بستم، یه نیمچه اِستخری درست می‌كردم.

دو: اصلاً تو لباس بِرَند می‌خری!؟ من خودم از وقتی گوچی و ورساچه تحریم شده، فقط اِل‌سی وایكیكی می‌پوشم.

یك: من به اون شكلِ جدّی بِرندباز نیستم ولی روز پدر پارسال هم بچه‌ها یه زیرپیراهنِ برادران صالحی برام خریدند، هم خانمم یه شُرتِ لنگرنشان؛ اتفاقاً جفتشون الانم تنمه!

دو: هزینه آرایشگاهت در ماه چقدره!؟ پاكسازی پوست، ماساژِ مو، میزامپلی!؟

یك: هزینه زیادی نداره. قدیم یه اوستا ناصرِ سلمانی تو محل بود كه می‌رفتم پیش اون؛ یادش بخیر روز دامادیم هم به موهام سشوار كشید، هم كلّی تافت زد. از وقتی اون به رحمت خدا رفت هم كاملاً بدون هزینه خانمم تو خونه اصلاحم می‌كنه.

دو: لابد فقط هم همون یه بار دوماد شدی!؟

یك: مگه چند بار باید داماد شد بنده‌ی خدا؟ از سی سال پیش كه مادر خدابیامرزم اومد گفت یكی از دخترهای همسایه رو برام در نظر گرفته تا امروز همون دختر همسایه با كم و زیاد ما ساخته. هنوزم تو همون خونه پدری با هم زندگی می‌كنیم؛ یه چند سالی هم هست به زحمت پس‌انداز كردیم بلكه یه نیم طبقه روی خونه بسازیم و پسرمون رو سر و سامون بدیم.

دو: برعكسِ تو من خودم سه بار دوماد شدم؛ یدونشونم با كمم نساخت. حالا چرا اینقدر صورتت رو میمالی!؟

یك: راستش دندون درد دارم. منتها از ترس هزینه جرأت نمی‌كنم تا دندونپزشكی برم. كلِّ مسیر شیشه ماشین رو پایین دادم، بلكه به زورِ بادِ سَرد بی‌حس بشم. اونوقت ما رو با این اوضاع گذاشتند توی دَهَكِ دهم!

دو: ببخشیدا. معلومه كه باید دهك دهم باشی؛ درسته سی سال اونقدر ریاضیت كشیدی كه مرتاض‌های هندی نكشیدند اما به هر حال هم خونه داری و هم ماشین. پس توقع داری منی كه ماهی سه تا سكه مهریه میدم دَهَكِ دَهی باشم!؟ برو آقا. برو از مسئولینِ اقتصادیِ دقیق و همه‌جانبه‌نگر خجالت بكش.

پایان

نویسنده: بنیامین كلاچاهی ثابت

وبگاه دفتر طنز حوزه هنری

دسترسی سریع