محمد رسولی شاعر آیینی، در برنامه «روایت فراق» از رادیو صبا، با مرور خاطراتی از دیدارهای خود با رهبر شهید، به ماجرای خوانده شدن یكی از اشعارش در محضر ایشان و واكنش ویژه رهبر شهید به این اثر پرداخت.
به گزارش روابط عمومی رادیو صبا، رسولی در این گفتوگو با اشاره به نخستین تجربه خوانده شدن شعرش در دیدار مداحان، گفت: نخستین بار بود كه قرار بود در دیدار مداحان شعری از من خوانده شود. این شعر را به حاج حسین سازور رسانده بودیم و در آن جلسه، طبق روال معمول، مجری برنامه هنگام معرفی مداحان، نام شاعر هر اثر را نیز اعلام میكرد.
وی ادامه داد: زمانی كه نوبت به اجرای حاج حسین سازور رسید، به شكلی غیرمنتظره از شعر بنده با عنوان «استاد محمد رسولی» یاد شد؛ در حالی كه آن زمان تنها 29 سال داشتم و این تعبیر برایم كاملاً دور از انتظار بود.
این شاعر آیینی با بیان اینكه همزمانی محتوای شعر با فضای سخنرانی رهبر شهید، بر اهمیت آن دیدار افزود، اظهار كرد: آن شعر را در مقطعی سروده بودم كه فضای كشور تحت تأثیر مذاكرات و توافقات بود و بسیاری از اشعار به آن سمت و سو میرفت، اما من در این شعر به موضوع **جایگاه زن در منظر اسلام** پرداخته بودم. جالب اینكه موضوع سخنان رهبر شهید در آن دیدار نیز درباره زنان قرآنی بود و پس از مداحی، ایشان در سخنان خود به همین مضمون اشاره كردند.
رسولی افزود: برای من بسیار شگفتانگیز بود كه محتوای شعر، دقیقاً با موضوع سخنان آن روز رهبر شهید همراستا شده بود. ایشان نیز در خلال بیانات خود فرمودند كه در برخی از اشعار امروز به این مطالب اشاره شده است.
وی در بخش دیگری از این گفتوگو به نقل خاطرهای از حاج حسین سازور پرداخت و گفت: حاج حسین سازور بارها این خاطره را تعریف كردهاند كه پس از اجرای شعر، رهبر شهید طبق معمول پرسیده بودند شعر از چه كسی است. وقتی نام بنده را شنیدند، پرسیدند «كدام رسولی؟» و پس از اینكه توضیح داده شد شاعر جوانی است، نسبت به شعر ابراز لطف كردند و حتی سلام رساندند.
این شاعر آیینی تصریح كرد: این اتفاق برای من بسیار ماندگار بود؛ چراكه نخستین بار بود كه شعری غیر از نوحه، یعنی یك شعر كلاسیك و مثنوی، در آن محفل خوانده میشد و مورد توجه قرار میگرفت.
رسولی همچنین در بخش دیگری از برنامه، ابیاتی از سروده خود در سوگ رهبر شهید را قرائت كرد؛ شعری كه با مضامین حماسی و عاطفی، بر استمرار راه و مكتب ایشان تأكید دارد.
بخشی از این شعر به شرح زیر است:
*كسی كه چشمه آرامشم نگاهش بود
كسی كه خنده او آب روی آتش بود
چگونه باورمان باشد او از اینجا رفت
بسوز ای دل غمین كه آقا رفت *
و در ادامه آمده است:
*بیا كه به عهدش عمل كنیم امروز
و سوگ را به حماسه بدل كنیم امروز
اگرچه بغض دل ما شكست، ای مردم
خدای خامنهای زنده است، ای مردم*
وی در ادامه این شعر، با توصیف شخصیت مجاهد و استوار رهبر شهید، بر پایداری، استقامت و مردمیبودن ایشان تأكید میكند و از اندوه روزهای فراق میگوید؛ اندوهی كه به تعبیر شاعر، این روزها جز باران در چشمها نمینشاند.